خواب و سكوت

...تصمیم گرفته بودم سکوت کنم.....مصرم بر تصمیمم.........اما.....گریز نیست که میخواهم خواب دیشبم را بگويم .خواب رفتم ..و..تو امدی.....پریشانم میکردی وحشیانه...و وحشیانه مرا میبوسیدی....موهایم...به دست باد افتاده بود...من ترس داشتم از پنجره ی پر از نیلوفر که حصارش پرده ای بود ..و در ش نیمه باز که بر پریشانی موهایم می افزود...و تو محکم مرا در اغوشت میفشردی..گاه نفسم بند میامد..... موهایم..زیر رگبار بوسه هایت بود....انگار امده بودی تمام دوریت را جبران کنی..یا برای اخرین بار بود..نمیدانم..مجالی به من نمیدادی تا من هم تو را بوسه باران کنم..بعد از دلتنگی بسیار....در بوسه هایت غمهایم شسته شد....دست هایم راگرفتی ..و غرق بوسه کردی ..دستهایم خیس شدند. اشک هایت..اشکهای زلال عاشقت.......و...ناگهاه پهنه ی سینه ات.. را چشمه ای جوشان فرا گرفت......از اشک های تنهایی من...بي کسی من...دردمندی من...دوری من......از تو ..از عشقم..از همه چیزم........و ناگهان دستهای مرا برهم زدی..دست زدی....با دستهای من..دست زدی..و ناگهان از پشت پنجره صدای دست زدن امد..پرده را کنار زدی..موجودات ریز شبه انسانی..که در گلبرگ های نیلوفر پنهان شده بودن..گفتند ..ما بودیم..که برایتان دست زدیم.../این خواب پریشانم......دیگر میخواهم سکوت کنم..اگر پایداری کنم







ساحل دل

اي عشق مرا درياب، مدتي است بر قايق بي حوصلگي و بي حالي نشسته ام و نظاره گر درياي توفاني درونم هستم با من بمان تا امواج سركش لختي آرام گيرند. باشد كه بتوانم اين زورق شكسته را به سلامت به ساحل دلم برسانم

شعری بسیار زیبا،ازهما میرافشار در پاسخ شعر کوچه فریدون مشیری

بی تو طوفان زده ی دشت جنونم
صید افتاده به خونم
تو چه سان می گذری غافل از اندوه درونم؟
بی من از کوچه گذر کردی و رفتی
بی من از شهر سفر کردی و رفتی
قطره ای اشک درخشید به چشمان سیاهم
تا خم کوچه به دنبال تو لغزید نگاهم ،تو ندیدی.
نگهت هیچ نیفتاد به راهی که گذشتی
چون در خانه ببستم، دگر از پای نشستم
گوییا زلزله امد، گوییا خانه فرو ریخت سر من
بی تو من در همه ی شهر غریبم
بی تو کس نشود از این دل بشکسته صدایی
برنخیزد دگر از مرغک پربسته نوایی
تو همه بود و نبودی ،تو همه شعر و سرودی
چه گریزی ز بر من؟ که ز کویت نگریزم
گر بمیرم ز غم دل، به تو هرگز نستیزم
من ویک لحظه جدایی؟ نتوانم نتوانم
بی تو من زنده نمانم.....

لانه دل

این روزها غم ندیدنت در کنار عشقت در لانه دلم هم آشیانه شده است.