واژه عريان

بگذار واژه ها را در برابرت عريان كنم و بگويم:

هنوز دوستت دارم

اعتراف


وقتي چشمانم پرسيد، گفتم: نديدمش.

هنگامي كه گوش هايم شنيد، گفتم: نشنيدم.

آنگاه كه دستم لرزيد، گفتم: از سرما است.

اما وقتي كه دلم لرزيد، توان دروغ گفتن به خود را نداشتم.

و مجبور شدم اعتراف كنم كه: دوستش دارم