.


بغضت را شکستی نازنین....خورده های تیز شکسته ی بغضت جانم را مجروح کرده....صدها اینه ی شکسته از دلی شرحه شرحه...اینه های محد ب ..مقعر...ای وای چه خونابه ای....دارند میروند بغض ها..در اینه ها...شکسته شکسته ..میروند...خمیده خمیده....بغضت را شکستی ..و بیرون ریختی زخم ها را ...خمیده خمیده....شره های شکست خورده.. شکن دیده...در ضرباهنگی...نژند..چقدر مرطوبند اینه ها..دست بگذار....سایه ی شکن شکن.چین خورده ی .......غریب میروند...تکه های تیز جامی از غم..و پر از خونابه ی گرم......عشقت میشکند...خمیده خمیده ..اما تن به فراموشی نمیدهد..چکیده چکیده..نژند نژند.....بوی حس عاشقانه ی گل سرخ میدهد خونابه های گرم........من دور افتاده ام..خمیده خمیده...فکر کجا را در سر بپرورم...شکسته شکسته.....منطقه ی امن و امان من...در گرمابه ی جام شکسته ی عشق تست...ای وای ازین دلتنگی جام خمیده.......تنگیم میکند...جام بلورین دنیا......مبادا الوده شوم...درین تنگی اسفبار بلورین....ای وای دارد کم کم کمرم خم میشود...در معصومیت از دست رفته... در جفت شدن با عشق...در نگاه شکسته شکسته.....کجا بروم....منطقه ی امن ..و امان من...جام همه ی تنهایی هاست...نگاه های بد را میشکنم...خمیده خمیده...بیا برویم......همین جاست...جایی که... جای کوچولویی که پدرم...مرا کاشت......جای کوچکی که پدرت تو را کاشت...بیا خشکی زده ایم..بیا با ابپاش کوچکت بیا..نهالمان را اب دهیم....خمیده. شکسته.......نهالمان خمیده نازنین...بیا تا فرصت هست....گل سرخی که منوتو با هم کاشتیم.... را اب بدهیم....مبادا به زردی گراید...بیا کتری را بیاور هوس چای گرمی را دارم..که پدر من و پدر تو ان روز وقتی از تیرگی بیرون امدیم...نوشید....خوشحال بود که چای مینوشید...شاید منو تو هم خوشحال شویم...یک استکان چای در اغوش گل سرخ بنوشیم...شاید کبوتری سپید ازانجا رد شود...و پیام گل سرخ را به پدر تو ..و مادر من برساند...