اشک کرمانی از این دنیای فانی رخت بربست و دوستان و دوستدارانش را داغدار کرد. غم از دست دادن این دوست دیرین هنوز بر سینه ام سنگینی میکند. روانش شاد باد.

تا کنون چند بار شعر "شیستان غم"اش را در اینجا منتشر کرده ام .این شعر استاد مظهری را متخلص به  (اشک کرمانی) بسیار دوست دارم :

 
من امشب سکوت دلم را شکستم

سکوت شبستان غم را شکستم

قسم خورده بودم که عاشق نباشم

به عشقت شکوه قسم را شکستم

قلم تا نگوید حدیث جدایی

خروش زبان قلم را شکستم

علم کرده بودند رسوائیت را

زدم تیغ و دست علم را شکستم

تو در دیده ی من نشستی به حرمت

و من هم حریم حرم را شکستم

ز ((اشکم)) ببین بی نگاه تو امشب

دلم را، دلم را، دلم را شکستم

حمید مظهری.(اشک کرمانی