..ضرب گرفته ای...با گام هایت.../دو /ر /می /فا..../اهنگ دیگری در سر داری.../نت های تازه تر...ش وی من....تو...../من دلم دو نوازی میخواهد.../.کوک کرده ام سازم را..../کشش ها طولانی تر...طولانی تر..../فاصله ها کوتاه تر ..کوتاه تر..../........و سکوت ها........سکوت ها همیشه به غلطم می اندازند..../فاصله را نمیفهمم....../اندازه را نگه نمیدارم..../از فاصله بیزارم..../تو ..اما....ساز خودت را میزنی/ان هم پرکشش....پر سکوت ..سکوت سیاه....../و با همان نت های تازه../.همان گام های غریب/دو/ ر/ می/شوی........./از چشمت نمیافتم//اویزان میشوم به مژه هایت/...تاب میخورم../ تاب..تاب... هرگز بیتاب نمیشوم....تاب میاورم/تاب.....از چشمم نمیافتی..../مینشینی روی پلکهایم/این سرسر ه ها ی همیشه خیس....مراقب باشم/ای وای....خشکشان کنم/تا در قطره ای کوچک...پنهان نشوی/...وایییییی/فرو نچکی..اه.....نه....فرو نچکی...../بنشینی روی الاکلنگ مردمکهایم....بخندی......و من هی تاب بخورم......./دیشب که ساز به دست گرفتی..../پنجره را بستم/شاخه ها تاب طوفان نداشتند/..دست از ساز کشیدی/کوک اوازهایی که درین سالها/به حنجره ام دوخته بودی/در رفت/نت ها گرد وسیاه شدند/و.....در جایی دور افتادند و شکستند......نمیدانمچرا شکستم.../نتهایم شکستند/بگذار انگشت اشاره ات را بر لبهایم...../تا دیگر چیزی نگویم/ میخواهم تو بگویی/ چرا نت هایم شکستند؟....